الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
68
ضياء القلوب ( فارسى )
فصل چهارم در بيان عينيت وجود واجب وجود واجب عين ذات اوست زيرا كه : اگر زايد بر ذات او باشد علّت خواهد خواست و آن علّت غير ذات واجب بودن معنى ندارد و اگر ذات واجب باشد لازم مىآيد كه قبل از آن وجود وجود داشته باشد و آن وجود سابق اگر عين باشد پس وجودى كه به آن موجود است عين ذات خواهد بود و اگر زايد باشد موقوف به وجود ديگر خواهد بود و اگر سلسله توقف برگردد دور لازم مىآيد و اگر برنگردد تسلسل ، و بطلان اول بديهى است و ثانى اثبات شد . و دفع توهّم اينكه : وجود زائد احتياج به علت وقتى داشته خواهد بود كه نسبت به ذات موصوف ضرورى نباشد و اما وقتى كه ضرورى باشد محتاج به علت نخواهد بود از سخنان كه در مبحث علم مذكور شد ظاهر شد . اگر كسى گويد كه : معنى علم و قدرت و وجود و حيات مغاير يكديگرند بديهت است پس يكى از اينها عين ذات واجب بودن دلالت بر زيادتى غير آن يكى مىكند چون تواند بود كه امر واحد عين امور متغايره باشد و غير نيز يكى از اوصاف دلالت بر ضعف دليل عينيه مىكند چه نسبت جريان دليل به